مجله گوگوری شاپ
ماجراجویی شیطونک ها در سرزمین شوخی های اسلایم گوگوری

[ux_products ids=”2334,874,871,867,2341,885,2335,869″]
ماجراجویی شیطونکها در سرزمین شوخی های اسلایم گوگوری
ماجراجویی شیطونک ها در سرزمین شوخی های اسلایم گوگوری ؛در دل یکی از محلههای شلوغ و رنگارنگ، سه دوست به نامهای آرش، نیما و سارا زندگی میکردند. آرش و نیما معروف بودند به «شیطونکهای محله»؛ از بس با همه شوخی میکردند و نقشههای بامزه میکشیدند. اما سارا برعکس، دختر آرام و باهوشی بود که همیشه از شیطنتهای آنها جان سالم به در میبرد.
یک روز بعد از مدرسه، نیما فریاد زد:
— «بچهها! شنیدین فروشگاه اسلایم گوگوری،یک بخش جدید با نام «سرزمین شوخیها» باز شده؟ همه جور وسایل شوخی خندهدار داره!»
آرش از خوشحالی کف زد و گفت:
— «وای! حتماً بریم! من دنبال یه آدامس شوخی با سوسک پلاستیکی هستم! خیلی وقته میخوام باهاش بابامو بترسونم!»
سارا با تردید گفت:
— «فقط قول بدین کسی رو اذیت نکنین ها!»
و اینطور بود که ماجراجویی آنها آغاز شد…
ایستگاه اول: قفسهی آدامسهای پر دردسر!
قفسهای دیدند پر از بستههای آدامس استیکی رنگارنگ. آرش یکی برداشت و گفت:
— «وای نیما ببین! این آدامس شوخی وقتی کسی بخواد از توش آدامس بکشه بیرون، یه سوسک پلاستیکی میپره رو دستش!»
نیما خندید:
— «سارا اگه بفهمه، دیگه هیچ وقت ازمون چیزی نمیگیره!»
سارا اخم کرد، اما ته دلش داشت میخندید…
ایستگاه دوم: ابزار شوخی مدل پلیس
نیما وسیلهای براق برداشت و گفت:
— «این ابزار شوخی مدل پلیس خیلی باحاله! یه دکمه داره که وقتی فشارش بدی… اوی! وایسا!»
نیما خودش رو جمع کرد! چون به جای اینکه کسی دیگه برق بگیره، خودش یه شوک ریز خورد!
آرش زد زیر خنده:
— «عجب وسیلهایه! دقیقاً برای ما ها ساخته شده!»
ایستگاه سوم: بالشتک بیادب
سارا با کنجکاوی یه بالشتک بیادب برداشت و گفت:
— «این رو بذاریم روی صندلی کلاس، وقتی معلم بشینه…»
همه زدند زیر خنده.
نیما گفت:
— «نه دیگه! اگه معلم بفهمه، سه روز از مدرسه اخراج میشیم!»
ولی نقشهاشان را گرفتند برای یک فرصت مناسب…
ایستگاه چهارم: توالت آبپاش
در گوشهای از فروشگاه اسلایم گوگوری، یک توالت آبپاش کوچک قرار داشت.سارا درش را باز کرد و پیس! آب پاشید توی صورتش!
آرش جیغ زد:
— «نههههههه ساراااا!»
نیما گفت:
— «سارا رو هم گرفتیم!»
ولی سارا با موهای خیس، فقط گفت:
— «صبر کن آرش، نوبت تو هم میرسه!»
ایستگاه پنجم: جعبه شوخی با عنکبوت
آرش جعبهای کوچک و بامزه برداشت. درش رو باز کرد… یه عنکبوت پلاستیکی به بیرون پرید و رفت روی دستش!
آرش جیغ کشید، پرید بالا، و در همون لحظه، بالشتک بیادب زیرش صدا داد!
حالا همه بچهها کف زمین از خنده ولو شده بودند!
ایستگاه آخر: چیپس شوخی با مار فنری
نیما با هیجان قوطی بزرگی برداشت:
— «بچهها! این چیپس نیست! این چیپس شوخی با مار فنریه! وقتی درشو باز کنی…»
و قبل از اینکه حرفش تموم شه، یه مار فنری بزرگ از قوطی بیرون پرید و زد به سقف فروشگاه!
صاحب فروشگاه دوید و گفت:
— «شیطونکها! فروشگاهو منفجر کردین!!!»
پایان ماجرا
بچهها با کلی خنده و کیف، با کلی لوازم شوخی از فروشگاه اسلایم گوگوری به خانه برگشتند. مامان سارا وقتی دید چقدر خندوناند، گفت:
— «فقط قول بدین تو خونه از این وسیلههای شوخی استفاده نکنین، باشه؟»
آرش زیر لب گفت:
— «قول میدیم… ولی نه تو خونه!»
و باز همه زدند زیر خنده.
وسایل شوخی برای کودکان و نوجوانان
همگی از بهترین ابزارهای شوخی خندهدار برای کودکان و نوجوانان هستند. این وسایل نه تنها باعث سرگرمی میشن، بلکه خلاقیت و هیجان بچهها رو هم بالا میبرن! شما میتوانید از بخش وسایل شوخی در سایت بازدید کنید!
[ux_products ids=”2334,874,871,867,2341,885,2335,869″]




